نویسنده: عباس آشنای آبادانی
بزودی وبلاگ را به روز میکنم کی می تونه جای تو رو تو قلب من بگیره کی می تونه جای تو رو تو قلب من بگیره من محاله از تو سیر بشم توی اوج بی کسی هام ، دلواپسی هام یاوری از غیب رسید به فریاد شکر خدایی که تو رو به من داد توی دشت بی پناهی ، بی تکیه گاهی یاوری از غیب رسید به فریاد شکر خدایی که تو رو به من داد من محاله از تو سیر بشم کی می تونه جای تو رو تو قلب من بگیره این و بدون طفلی دلم به عشق تو اسیره کی می تونه جای تو رو تو قلب من بگیره این و بدون عاشق تو داره واست می میره من محاله از تو سیر بشم در آخرين لحظه ديدار به از من مي ربود بر لبانت زينت بست. با دیدن تو توهمون یه لحظه چی داشت چشات که من حالااسیرم هزار تا گل بهت میدم ولیکن به جاش دلم رو از تو پس میگیرم هر چی ستا ره بوده من شمردم صد بار واست زندهشدم یا مردم من زیره بار عشق تو شکستم هیچ میدونی چه قد شبا خوابیدی ماه دیگه طفلکی من و شناخته پر شده از تو عکسای اطاقم من از چشات افتادم اما تو نه من می دونم کرده یکی طلسمت من ولی جادوی کسی نمیشم یه با ر شدم اونم با برقه چشمت عشق یعنی دیدنی با چشم تر عشق یعنی یاد یک رویای نرم عشق یعنی آخر خط بهشت عشق یعنی آبی یه بی انتها عشق یعنی كوله باری از نیاز عشق یعنی یك شب پر رمز و راز عشق یعنی بوسه ای از راه دور عشق یعنی چون محمد پا به راه عشق یعنی همچو یوسف قعر چاه عشق یعنی خواب من با یك خیال عشق یعنی چشمه آب زلال عشق یعنی دیدنی با چشم تر
یک بغض کهنه که مانده کنار خاطرات تو من را صبور نشانده کنار خاطرات تو ای تو بهانه قلبم که می روی زدستانم از من ببین چه مانده کنار خاطرات تو عمری چکید به پای تمام ارزوهایش شمعی که مرثیه خوانده کنار خاطرات تو با گریه چشم نشانده کنار خاطرات تو هر چی شعر عاشقونه است من برای تو نوشــــتـم تو جهنم سوختم اما می نوشتم تو بهشتم اگه عاشقونه گفتم ، عشق تو باعثشه اگه مردم تو بدون ، چه کسی وارثشه بوسه يعني عشق در اعماق شب عشق بوسه يعني آتش و گرماي تب لذت از شب لذت از ديوانگي عشق طعمه شيريني به رنگ سادگی لحظه اي با دلبري تنها شدن بوسه بر ميدارد اين شرم از ميان بوسه يعني عشق خالي از گناه بوسه يعني تو هميشه مال من اي همراه مـــــــــن تنــــــها با تو تا اوج عشـــــــق هـم پـــــــــــــروازم با قلب تودلدارمن هم آوازم توهمپـــــــــای من، تنـــها با من هـــــــــــــــــــم آوائـــــــــــــــــــی با درد مــــــــــــــــن، آشنـــــــــــــــائی تکیـــــــــــــــــــه گاهی ، همصــــــــــدائی ما فریاد عشـــــــــــــــــــق، در قلب شــــــــب دلگرمی عاشــــــــــقای بیصــــــــــــدائیــــــــــم دوستت دارم نه تنها برای آنچه که هستی بلکه برای آنچه که هستم هنگامی که با تو ام دوستت دارم نه تنها برای آنچه که از خود ساخته ای بلکه برای آنچه که از من می سازی بـر بـالای افــ ـق ایـــستـ ـاده ام بـه روزی مـ ــی انـدیـشـ ــم کـه بـا تــو بـاشـ ــم جــانم را بـه بـاد صبـــ ـحگـاهــی می ســ ــپارم بـا هــمه خـداحـ ـــافظی می کـــنم چــرا که تـــو در مــ ـنی ، در تــارو پودم و موجـ ــی لــطیف برخاســ ـته از جــان تـو تـا عـــمق وجــودم مــ ـی دود و راهــی جــ ـاودانـه پـــیش رویــ ـم گســـترده مـی شود و مــن پــ ــرواز مـی کنــ ـم بـه سـوی تو به تــو می اندیــشم، به ارمـ ـــغان صبـح به نــ ـامــت کــ ـه عاشــقانه بر زبـان جــاری می کنم بــه تـــو می انــدیشـم ای عشــ ـــق .... اینـ ـجا در قـ ـلب من حـ ـد و مـ ــرزی برای حـ ـضور تـ ــو نیـ ــست به مـ ــن نـ ـگو که چـ ـگونه بی تو زیستن را تمـرین کـنم مگر ماهـ ـی بیرون از آب می توانــد نفـ ـس بکـ ــشد مگر می شـ ـود هـ ـوا را از زندگـ ــیم برداری و مـ ـن زنده بمـ ــانم بگـ ــو معنـ ـی تمرین چیـ ـست ؟ بریـ ـدن از چه چـ ـیز را تمـ ــرین کنـ ــم ؟ بریـ ـدن از خودم را ؟ مگـ ــر همیــ شه نگفـ تم که تو هم پــاره ای از تـ ـن منـ ـی ... از من نپـ رس که اشــ کهایم را برای چه به پروانـ ـه ها هدیه مــی دهم همـ ــه مـی دانند که دوری تو روحـ ـم را مـی آزارد تو خود پروانـ ــه ها را به مـ ـن سـ ــپردی که میـ ـهمان لحـ ــظه های بی کـ ــسی ام باشـــ ند نگاهـ ــت را از چشـ ــمم برنـ ــدار مـ ــرا از مـ ــن نگـ ــیر ... سال نو همگی مبارک گمان کردم که اوعاشقترين عاشق در اين دنياست به خود گفتم دوباره بخت يارم شد ولي افسوس...؟ وبلاگ آشنای آبادانی با آدرس های زیر قابل دسترسی است آدرس ایمیل نویسنده وبلاگ ashenaabadan@yahoo.com عباس(آشنای آبادانی) در جلسه ی امتحان عشق من مانده ام و یک برگه ی
سفید !
خواب بودم کسی از صبح صدا کرد
مرا
با
نسیم آمدو در نور رها کرد مرا
عشق از آغاز همانند درختی گل
کرد
میوه ای داد که مدیون خدا کرد
مرا
سالها ذره صفت همسفر سنگ
شدم
تا
که آیینه ی خورشید نما کرد مرا
آنکه باران شدو بر باغ بهاران
بارید
با
خبر از عطش باغچه ها کرد مرا
چشمه ی چشم من ای دوست به خوش آمده
است
جوشش عشق تو اینگونه چرا کرد
مرا؟
من
به دنبال تو در باغ هنر می
گشتم
شعر از جنگل سرسبز صدا کرد
مرا... روز عشق رو به همه ی عاشقان تبریک میگم امیدوارم همیشه عاشق بمونید یک پنجره برای دیدن یک پنجره برای شنیــــــــــــــــــدن یک پنجره که مثل حلقه ی چاهــــــــــــــــــــــــی در انتهای خود به قلب زمین می رســـــــــــــــــــــــــــــــــــــد و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنـــــــــــــــــــــــگ یک پنجره که دست های کوچک تنهایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی را از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم سرشار می کنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد و می شود از آنجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد یک پنجره برای من کافیســــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت *ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ*ـــ ـــــ ــــــ ـــــ ـــــ ــــ ـــــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ* *ــــــــــــــــــــــــــــــ*ــــــ ـــــ ــــ ـــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ* *ـــــــــــــــــــــــــ *ــــ ـــ ــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــ* *ـــــــــــــــــــــــــ*ــ ـــ ـــ ـ*ـــــــــــــــــــــــــــــ* *ــــــــــــــــــــــ*ـ ـ*ـــــــــــــــــــــــ* *ـــــــــــــــــــــ*ــــــــــــــــــــ* *ـــــــــــــــــــــــــــــ* *ــــــــــــــــ* *ــــــ* * دادن است,عشق پاک من استاگرچه این عشق هم هدیه ی خود توست! امروز روز این عشقهای پاک است و هدیه ی من به تو قلب شکسته و کوچک من است.و تو هدیه ات پیشاپیش به من داده ای و چه هدیه ی بزرگی! قلب من,خالی ترین دشت روزگار,با گل عشق تو مزین شده و حال زیباترین دشت احساس را به تو هدیه خواهم داد. جانان من,وجود پرمهر تو را درتنگنای روزگارم بالاترین ناجی یافتم و اکنون وجودم را در وجود تو می بینم! حال باور من این است:من و تو دیگر ما نمی سازد.این واژه ها تنها منمی سازد و این زیباترین واژه ی عمر است. جانان من,با هم بودن تنها راه گفتن احساس نیست زیباترین راه بیان خوشبختی در فکر هم بودن است.در فکر تو بودن است,در فکر همین منبودن است! هدیه ی من به تو در این روز پاک این احساس عاشقانه است... دوستت دارم!![]()
این و بدون طفلی دلم به عشق تو اسیره
این و بدون عاشق تو داره واست می میره![]()
چشمانت نگاه كردم و
گفتم بدان اسمان قلبم
با تو يا بي تو بهاريست
همان لبخندي كه توان را
و به ارامي از من فاصله
گرفتي بي هيچ كلامي.
گفتم چشات یه عالمه می ارزه
حس میکنم بدون تو میمیرم
کاش نمیدادی اون گل و به دستم
من تا سحر به خاطرت نشستم
بهم میگه همون که عشق و باخته
هر وقت میبینم تازه میشه داغم
هنوز واسم عزیزو نازنینی
اسم من و خط زده از رو اسمت![]()
![]()
بوسه يعني وصل شيرين دولب
بوسه يعني مستي از مشروب
بوسه يعني لذت از دلدادگي
بوسه يعني حس خوبه طعم
بوسه يعني آغازي براي ما شدن
بوسه آتش ميزند بر جسم و جان
بوسه يعني شادي و شور و نشاط
بوسه يعني قلب تو از آن من


![]()
![]()
و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...
و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن...
و چه اندازه شیرین است امروز...
روز تو...
روزی که تو آغاز شدی...
گمان کردم که غمخواري براي اين دل تنهاست
از عشق خود به من مي گفت
از عاشقها سخن مي گفت
ازعشقی داغ و آتشزا ، هميشه چشم او پر بود
ولي افسوس...؟
همه ازعشق گفتن ها
تمام گريه کردن ها
تظاهربود...؟ تظاهربود...؟
همه عاشق نوازيها...
تمام صحنه سازيها...
تظاهربود...؟ تظاهربود...؟
به خود گفتم که پاياني براي انتظارم شد
به خود گفتم که يار و ياور دور از ديارم شد
به خود گفتم دوباره نوبت فصل بهارم شد
همه از عشق گفتن ها...
تمام گريه کردن ها...
تظاهربود...؟ تظاهربود...؟![]()
![]()
و یک دنیا حرف ناگفتنی
و یک
بغل تنهایی و دل تنگی...
درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمی
شود!
در این سکوت بغض آلود
قطره ی کوچکی هوس سرسره
بازی می کند!
و برگه ی سفیدم
عاشقانه قطره را به آغوش
می کشد!
عشق تو نوشتنی نیست ...
در برگه ام ، کنار آن
قطره
یک قلب کوچک می کشم!
وقت تمام است
.
برگه ها بالا...![]()

![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |


