|
آشنای آبادانی |
|
عباس( آشنای آبادانی ) |
روز ولنتاین روز عشق را به همه ی عاشقان تبریک میگم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 0:0 توسط عباس(آشنای آبادانی) |
من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو
به دو چيزاعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو
من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري خوشبختي تو
من اين دنيا را براي دو چيز ميخواهم
يكي تو وديگري برای با تو موندن تا
همیشه دوستت دارم...
آسمون به ماه ميگه: عشق يعني چي؟ ماه ميگه:
يعني اومدن دوبارهي تو...، ماه ميگه؟
تو بگو عشق يعني چي؟ آسمون ميگه : انتظار ديدن تو ...

+ نوشته شده در جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 0:32 توسط عباس(آشنای آبادانی) |
براي عاشق شدن ، ناله كردن،گريه كردن تو بهترين بهانه اي
براي دست تكان دادن ، فرياد زدن تو بهترين بهانه اي
براي شمع روشن كردن ، دعا كردن ، خوابيدن تو بهترين بهانه اي
پس بهانه اي با ش براي هر چيز ....
فرياد من از داغ توست ...... بيهوده خاموشم مکن
حالا که يادت ميکنم ...... ديگر فراموشم مکن
همرنگ دريا کن مرا ...... يکبار معنا کن مرا
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 0:14 توسط عباس(آشنای آبادانی) |
چند کلمه حرف حساب با بی وفایی... هيچکس رو اميدوار نکنيم بعد يکدفعه رهاش کنيم چون خرد ميشه ميشکنه و آهسته ميميره . قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا کسي که به ما تکيه کرده سرش درد نگيره . قولي رو که به کسي ميديم عمل کنيم . هيچوقت کسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره . اگه کسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيريم ... من تو را آسان به دست نیاوردم اما آسان از دست دادم یادت نیست با هم عهد بستیم هرگز از هم جدا نشویم یادت نیست قسم خوردی هرگز ترکم نکنی یادت نیست قسم خوردی فراموشم نکنی اکنون تو رفتی و من را از یاد بردی و من هم چنان در سکوتم ...
+ نوشته شده در جمعه ششم بهمن 1385ساعت 0:55 توسط عباس(آشنای آبادانی) |
ساده بودم که تو را ساده تجسم کردم بعد لبخند تو با گريه تبسم کردم
آشنا با همه پنجره هاي شهرم چون توراپشت همين پنجره ها گم کردم
اي كاش تنها يك نفر هم در اين دنيا مرا ياري كند
اي كاش مي توانستم با كسي درد دل كنم
تا بگويم كه من ديگر خسته تر از آنم كه زندگي كنم
+ نوشته شده در سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 0:19 توسط عباس(آشنای آبادانی) |
| ||||||