|
آشنای آبادانی |
|
عباس( آشنای آبادانی ) |
رویش عشق سر آغاز کتاب من و توست گوش کن این صدای دل یک بلبل مست
در تمنای گلی است که به او می گوید تا ابد لحظه به لحظه دل من با همه مستی و شیدایی و عشق همه تقدیم تو باد... موقعی كه می خواستمت مي ترسيدم نگات كنم، موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم. موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم، موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم شاید یه کسی برای اینکه شبها خواب تو رو ببینه به خدا التماس میکنه شاید یه کسی به محض دیدن تو دستش یخ میزنه و تپش قلبش مرتب بیشتر میشه مطمئن باش یه کسی شب ها به خاطر تو توی دریای اشک میخوابد ... ولی تو اون رو نمیشناسی؟؟؟
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 23:55 توسط عباس(آشنای آبادانی) |
| ||||||